فکر می کنم در زندگی دروغ های بسیاری شنیده باشیم. مثل اینکه:

  • یه روز خوب میاد! (چون روز خوب ساختنی است نه آمدنی.)
  • بالاخره همه چیز درست میشه! (درستش میشه: همه چیز رو در حد توانمان درست می کنیم.)
  • اگر تا ۴۰ سالگی نتوانی زندگی ات را به جاهای خوبی برسانی، دیگر نمی توانی. (بسیاری افراد موفق بوده اند که تازه از سال های بعد از ۴۰سالگی به فکر زندگیشان افتاده اند. )
  • تقدیر اینگونه بود! (در ادامه ی مقاله در موردش صحبت می کنیم.)
  • و…

همیشه دوست داریم که بهترین اتفاق ها را تجربه کنیم. اما تا وقتی که جزو دسته ی اول باشیم، هرگز بهترین ها نصیبمان نمی شود. کدام دسته؟؟ الآن برایتان می گویم:

واقعیت زندگی این است که ما نمی توانیم همیشه بگوییم که چه اتفاقی بیفتد و چه اتفاقی نیفتد. ما که نمی توانیم همه‌ی اتفاقات را کنترل کنیم.
همیشه شرایط طبق میل ما پیش نمی رود. حتی لحظاتی که فکر می کنیم همه چیز طبق برنامه پیش می رود؛ ممکن است یک اتفاق ناگهانی شرایط را جور دیگری رقم بزند.

گاهی هم ما مرتکب اشتباه در انجام کاری می شویم که خب عواقبی هم به دنبال دارد.

در مواجهه با هر اتفاقی که در زندگیمان می افتد، همواره دو انتخاب داریم. چه آن اتفاق در کنترل ما نبوده باشد و چه بخاطر اشتباه ما رخ داده باشد.

همیشه ۲ انتخاب داریم:

  1. اجازه دهیم آن اتفاق یا بحران بر ما سوار شود.
  2. ما بر آن اتفاق یا بحران سوار شویم.

برخی افراد در مواجهه با یک اتفاق منفی یا یک بحران، فقط می نشینند و غر می زنند. همه چیز را گردن دیگران می اندازند و هیچ وقت هیچ چیز را نمی پذیرند.
این افراد همیشه مسئولیت گریزی را انتخاب می کنند و همیشه از زندگیشان ناراضی اند و خود را قربانی تقدیر می دانند.
همواره هر بحران یا اتفاق منفی کمر این افراد را خم می کند.

من نمی دانم اگر همه چیز دست دیگران بوده و دیگران و جامعه و دولت و… موجب حال بد من شده اند، پس من اینجا چکار می کرده ام؟؟؟؟!!
پس من کجای داستان بوده ام؟؟!

بالاخره باید یک روز این اصل مهم را بپذیریم که:

من مسئول تغییر زندگی خودم هستم

دوستان، واقعیت این است که هیچ اسب سفیدی در کار نیست. اینقدر منتظرش ننشیند.
معمولا در زندگیمان منتظر اسب سفیدهای زیادی نشسته ایم.

  • منتظر نشسته ایم تا فلان قرعه کشی به ناممان در بیاید.
  • منتظر نشسته ایم تا فلان کس برایمان شغلی خوب جور کند.
  • منتظر نشسته ایم تا مشتری هایمان برای کسب و کارمان بیشتر شوند. (بدونِ اینکه کاری برایش انجام دهیم.)
  • منتظر نشسته ایم تا مشکلات زندگیمان بالاخره یک روزی تمام شوند.
  • منتظر نشسته ایم تا بالاخره یک کارمند خووووب پیدا کنیم تا خیالمان از انجام برخی کارهای شرکت راحت شود.
  • منتظر نشسته ایم تا دولت ها عوض شوند و تغییراتی در زندگی اجتماعی شکل دهند.
  • و…

دوستان من دست از این انتظارها بردارید. به ما دروغ گفته اند. هیچ اسب سفیدی درکار نیست.
هیچ مُنجی و نجات دهنده ای برای زندگی تان در کار نیست. مگر خودتان. بله فقط خودِ خودِ شما.

اگر می خواهید منجی زندگی تان را ببینید فقط کافی ست مقابل آینه بایستید و نگاهی در آن بیندازید.
تنها کسی که می تواند برای زندگیتان کاری کند فقط و فقط خودتان هستید.

فقط باید ابتدا از کودکی ات بیرون بیایی و بپذیری که:

من مسئول تغییر زندگی خودم هستم.

از این لحظه (لحظه ی باور به این جمله ی عمیق) به بعد است که زندگی ات رنگ و بویی تازه می گیرد. چون تو خودت را پذیرفته ای.
از این لحظه است که وارد دسته ی دوم می شوید.

دسته ی دوم افرادی هستند که بر بحران ها سوار می شوند. این افراد همیشه این سوال را از خود می پرسند و به آن پاسخ می دهند:

الآن با همین شرایطی که هست، من چکار می توانم انجام دهم؟؟

این افراد همیشه خود را مسئول رشد زندگی خود می دانند و هیچگاه از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند.

تابحال شنیده اید که می گویند: «تقدیر اینگونه رقم خورده» ؟؟!
این هم یکی دیگر از دروغ هایی ست که جامعه به ما گفته.

این افراد (افراد دسته دوم) هیچگاه خود را قربانی تقدیر نمی دانند. بلکه بر این باورند که تقدیر حاصل انتخاب های انسان است.
نمی توانیم بگوییم من بهداشت را رعایت نمی کنم. اگر تقدیر باشد بیمار می شوم یا نمی شوم.
نمی توانیم بگوییم من برای کسب و کارم تبلیغ نمی کنم. اگر تقدیر باشد مشتری می آید یا نمی آید.
نمی توانیم بگوییم برای اختلاف شدیدی که با همسرم پیدا کرده ام مشاوره نمی روم. اگر تقدیر باشد جدا می شویم یا نمی شویم.

تقدیر حاصل انتخاب های ماست. خوب بسازیدش.

در این زمینه داستانی از امیر مومنان حضرت علی علیه السّلام برایتان نقل می کنم:

حضرت علی علیه السلام پای دیواری نشسته بودند. متوجه شدند که دیوار شکسته و ممکن است فرو بریزد. فورا بلند شدند و از پای دیوار کنار رفتند.
فردی که شاهد این ماجرا بود به حضرت اشکال گرفت که «علی از قضاء الهی می گریزی؟!» (یعنی اگر تقدیر باشد که صدمه ای به تو رسد می رسد.)
حضرت در پاسخ فرمودند: «من از قضاء الهی به قَدَرِ الهی فرار می کنم.» خداوند به انسان عقل، علم و اختیار داده تا خود تقدیرش را رقم بزند و زیر دیوار خراب ننشیند.

۲تا انتخاب دارید..

شما در این مقاله با هر دو دسته از افراد آشنا شدید. شما چه انتخابی می کنید؟؟ مسئولیت پذیری یا مسئولیت گریزی؟؟ تدبیر یا تقدیر؟؟
و به این نکته هم توجه داشته باشید که هر انتخابی داشتید عواقبش را هم بپذیرید…