اصل مطلب:

اکنون و در زمان قرنطینه، شرایطی پیش آمده که همه ی اعضای خانواده (پدر،مادر،خواهرو برادر)در کنار هم داخل خانه هستند و چون تعامل بین اعضا بیشتر شده، چالشها هم بیشتر شده.

(این صحبت ها نه تنها برای دوران کرونا بلکه برای همه زمان هاست. پس اگر الان دوران کرونا تمام شده و شما دارید این متن رو می خونید، باز هم برایتان مفید خواهد بود.)

انسان ها معمولا وقتی در برابر مشکلات قرار میگیرند:

  1. مشکل قابل حل است و به سمت و سوی حل مشکل میرویم.
  2. برای حل مشکل به سراغ دیگران رفته و از آن ها کمک می‌گیریم.
  3. مشکل را نه خودمان می‌توانیم حل کنیم و نه دیگران می‌توانند به ما کمکی کنند.

مشکل امروز جامعه در دسته ی دوم قرار می گیرد که اگر خودمان و بقیه افراد جامعه دست به دست هم دهیم از این بحران خارج می‌شویم.
جنبه ها و ابعاد مختلف این موضوع که به آن فکر نشده باعث سخت تر شدن شرایط شده است.

واقعیات دوران کرونا

۱. محدودیت شدید در نقش ها

همه‌ی ما آدم ها نقش های متعددی داریم و هیچ کس در زندگی فقط یک نقش ندارد. نقش خواهر، دوست ، فرزند، دانشجو، همکار و نقش های متعدد دیگر که نمی توان همه ی نقش ها را در یک نقش خلاصه کرد.

اتفاق پیش آمده نقش های ما را به جبر کوچک کرده و ما را مجبور ومحدود به ۳،۲ نقش خاص کرده است.

۲. تغییر روتین زندگی ها

روتین زندگی هایمان دست خوش تغییر اساسی قرار گرفته است و معمولاًانسان ها جزو افرادی که آگاهانه به سمت کاری بروند نیستند.

وقتی یک شی در مسیری درحال حرکت است، تغییر مسیر کمی سخت است.
حتما برایتان پیش آمده که وقتی در ماشین، در حال حرکت هستید هنگام رسیدن به یک پیچ وقتی ماشین درحال تغییر مسیر است شما سعی بر حفظ تعادل دارید تا با ماشین تغییر جهت ندهید. چون ذهن شما برای یک مسیر طولانی راه مستقیم را پیش بینی کرده‌است.

برنامه ریزی آگاهانه در دوران قرنطینه بسیار زیاد به شما کمک خواهد کرد.

۳. اضطراب شدید

در دوران کرونا، اضطراب شدید با چهره مرگ ظاهرشده است.

ممکن است بارها با خودتان تصمیم گرفته باشید که ورزش کردن را شروع کنید اما اقدام نکرده باشید؛ ولی اگر به پزشک مراجعه کنید و به شما بگوید دچار بیماری ای شده اید که اگر ورزش نکنید می‌میرید قطعا از فردای آن روز به ورزش کردن مشغول می‌شوید.

از لحاظ روانشناسی ترس از مرگ یکی از بزرگترین ترس های انسان است.
اگر از شما پرسیده شود بزرگترین دغدغه و ترس شما از آینده چیست جواب شما می تواند مواردی مثل ادامه تحصیل، سلامتی، ازدواج و شغلی که دنبال می‌کنید باشد.اما در حقیقت اضطراب پایه ای و اساسی وجود دارد که ترس از مرگ است.
اگر استرس شغل با درآمد مناسب را داشته باشید به این علت است که زندگی را با رفاه بیشتری سپری کنید و بقای تان را تضمین کنید.

این ویروس باعث شده تا افراد با سوال های بنیادی خود رو به شوند.

تا قبل از اینکه مسأله ای مثل مرگ بخواهد خودش را نشان دهد، افراد یک سری موضوعات در ذهن خود دارند که به محض روبرو شدن با مرگ رنگ و لعاب همه ی چیزهایی که در ذهن داشتند فرو می‌ریزد.
افراد نسبت به چیزهایی در زندگی دنبالشان بودند دچار تردید شدند و یا نسبت به نیتی که داشتند دچار تردید شدند و زندگی هایشان تغییر کرده است.

۴. تغییر در معیشت

معیشت مردم تغییر کرده و بعضی از مشاغل ازبین رفته و یا درحال از بین رفتن است‌.

افراد و کارگرانی که با درآمد روزانه زندگی خود را می گذراندند، اکنون مجبور به ماندن در خانه هستند و زندگی شان دچار یک تغییر جدی شده..

۵. کنترل ذهن سخت تر شده

دراین برهه از زمان تنش ها زیاد شده. خلق ها تنگ شده و تحریک پذیری زیاد شده است و مردم استرس و افکار منفی را نتوانستند در خودشان کنترل کنند.

اگر شما فکر و ذهن تان را به دست بگیرید، صاحب کاخ های بزرگی خواهید شد ولی اگر ذهن و افکارتان شما را به دست بگیرند تبدیل به بیابان هایی خشک خواهید شد.
اگر نتوانید فکرتان را مشغول کنید، فکرتان شما را مشغول می کند. پس خودتان فکرتان را به موضوعات خوب و مثبت مشغول کنید.

هیچ اتفاقی سیاه سیاه یا سفید سفید نیست.

و اما نعمت ها و فرصت های دوران کرونا

۱. قبلا یکسری از کارها را با ذهنیتِ نداشتن وقت کنار می گذاشتیم. الان بهترین فرصت است تا از زمان های که با ترس و وحشت هستند یک بارقه امید به وجود بیاورید.

۲. ما الان متوجه نعمت هایی که شاید همیشه داشته ایم می شویم. نعمت نفس کشیدن و سلامتی. پس باید قدر دان و شکر گذار این نعمت ها باشیم.

شکر نعمت،نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند

۲نکته برای داشتن یک زندگی شادتر

روابط عمومی بهزیستی آماری را منتشر کرد که مردم ۳برابر روز های عادی با بهزیستی تماس گرفته و از مشکلاتشان با همسر و فرزندشان شکایت میکنند.

همه انسان ها یک خواسته دارند ویک داشته که عموما ترازوی خواسته و داشته ی انسان ها با هم در تعادل نیست.

در خانه، من و دیگر اعضای خانواده که آنها هم ترازوی متعادلی از خواسته ها و داشته هایشان ندارند، درکنار هم با چالش هایی روبرو می‌شویم و به مشکل برمی‌خوریم.
قبلا این چالش ها وجود نداشت زیرا زمان کمتری اعضای خانواده کنارهم بودند. امااین دوران میتواند دوره ای باشد که روابط مان را بهتر کنید و زندگی بهتری بسازید.

با رعایت دو نکته می توانیم ۳۰ تا ۵۰ درصد کیفیت زندگیمان را بهبود ببخشیم.

  1. اگر شخصی به شما حرفی زد و یا رفتاری را دیدید برای خودتان از آن حرف یا رفتار،برداشتی نکنید.
    همدیگر را قضاوت نکرده و رفتارهارا تحلیل نکنید.از طرف مقابلتان علت رفتارش را بپرسید و بگویید برداشت من اینگونه بوده است آیا درست است؟
    بسیاری از سو تفاهم ها با همین پرسش ساده رفع خواهد شد.
  2. حسن جویی کردن را وارد رابطه ها کنید. خوبی‌های طرف مقابل تان را ببینید، به او بگویید و از او تشکر کنید و خواهید دید روابطتان چقدر گرم تر و صمیمی تر خواهد شد.
حسن جویی در روابطتان معجزه می کند.

سیستم حسن جویی:

  1. بیان نام شخص
    برای حسن جویی حتما اسم شخص را بگویید تا متوجه شود این حسن جویی مخصوص خودش است و شما برای همه این حرف رانمی زنید. این کار به او احساس ارزشمندی می‌دهد.
  2. بیان دلیل حسن جویی
    این مرحله، دقیقا تفاوت بین عمل زیبای حین جویی و عمل زشت تملق (یا همان پاچه خواری) است.
    بدون دلیل شاید شخص متوجه حسن خود نشود و فکر کند شما قصد تملق و چاپلوسی را دارید.
  3. بخاطر دلیل بیان شده تشکر کنید.

با این کار حال اطرافیانمان خوب می شود و وقتی حال خوبی به اطرافیان منتقل کنید دنیا قشنگ تر می‌شود.
و چه چیزی مهم تر از حال عزیزانم آن است؟