در کلاس ها و همایش های مختلف دیده ام که وقتی به یک نفر می گویم خودت را دوست داشته باش،
می گوید: مگر من خودم را دوست ندارم؟؟! این چه سوالی ست؟؟
یک گارد عجیبی می گیرد و خودش را پشت نقابی که برای خود ساخته پنهان می کند.

من خودم را دوست دارم یعنی چه؟ او اصلا این را نمی داند.
خیلی عجیب و خنده دار است که:

  • کینه های کهنه با خود حمل می کند و می گوید من خودم را دوست دارم.
  • مدام خودش را در امور مختلف سرزنش می کند و می گوید من خودم را دوست دارم.
  • در آشفتگی و بی نظمی زندگی می کند و می گوید من خودم را دوست دارم.
  • نمی تواند از حقش دفاع کند. حقش را می دهد می رود. حالش بد می شود و می گوید من خودم را دوست دارم.
    اسمش را می گذارد گذشت و پشت نقابش پنهان می شود.
  • می داند نوشابه برایش ضرر دارد و می خورد و می گوید من خودم را دوست دارم.
  • می گوید من خودم را دوست دارم اما نگران این است که نکند دوست داشتنی نباشم.
  • سر سفره سیر شده ولی در رودربایستی قرار می گیرید و یک بشقاب دیگه هم می خورد.
  • بعد از غذا حال خوبی ندارد و با خودش می گوید که نباید آن بشقاب آخر را می خوردم.
    باز هم می گوید من خودم را دوست دارم.
  • کتاب زیاد می خواند اما مطالب هیچکدام را در زندگی اش پیاده نمی کند و می گوید من خودم را دوست دارم.
  • به خودش برچسب های منفی متفاوت می چسباند و می گوید من خودم را دوست دارم.
  • وسیله ای را می خرد فقط بخاطر اینکه دیگران نگویند او این وسیله را ندارد. باز هم می گوید من خودم را دوست دارم.
  • با یک حرف دوستش که می گوید «این رنگ پرده به خانه ات نمی آید» ناراحت می شود و غصه می خورد و می گوید من خودم را دوست دارم.

دیدید؟؟ دوست داشتن خود به این راحتی ها هم که فکر می کنید نیست.

برخلاف تصور عموم مردم، دوست داشتن خود یکی از سخت ترین تمرین های رشد فردی ست.

همه ی مواردی که در بالا بیان کردم نشانه های ریز یا درشتی از عدم دوست داشتن خود بودند.

«من خودم را دوست دارم» یعنی برای دوست داشته شدن محتاج تایید دیگران نیستم.

وقتی خودم را دوست داشته باشم، دیگر مدام نگران این نیستم که اگر لباس آبی رنگم را بپوشم فلانی چه فکری در مورد من می کند.

می دانم که رفتار من باید در چارچوب قانون و فرهنگ جامعه ام باشد؛ نه در چارچوب تفکر دیگران.

من خودم را دوست دارم یعنی من حق دارم انتخاب های خودم را داشته باشم بدون توضیح دادن به دیگران.
(البته در اینجا می توانیم افراد درجه یک زندگیمان (پدر، مادر، همسر، برادر و خواهر) را استثناء کنیم.)

«من خودم را دوست دارم» یعنی من انسان ارزشمندی هستم.

وقتی خودم را دوست داشته باشم، خودم را انسان ارزشمندی می دانم و همچنین طرف مقابلم در رابطه هایم را هم انسان ارزشمندی می دانم. پس دیگر پرخاشگری نمی کنم. کمرویی هم نمی کنم. نه حق کسی را میگیرم و نه می گذارم حقم پایمال شود. رفتار ایده آل انسانی را از خود نشان می دهم. یعنی محترمانه، منصفانه و قاطعانه (جدی و مصمم) برخورد می کنم.

وقتی خودم را دوست داشته باشم، خود را می پذیرم. همانطور که هستم. و دیگران را هم می پذیرم همانطور که هستند.

همچنین به خودم برچسب های منفی نمی چسبانم که «من نمی تونم»، «من خنگم»، «بدبختم»، «بیچاره ام»، «من هیچ وقت به خوبی فلانی نیستم»، «من برعرضه ام» و…

«من خودم را دوست دارم» یعنی هیچ وقت نمی گویم در رودربایستی قرار گرفتم و مجبور به انجام فلان کار شدم..

شخصی که خودش را دوست نداشته باشد، مدام خجولی گری می کند.

یکی از رفتارهای فرد خجول این است که مدام در رودرباستی گیر می کند و نمی تواند خواسته ها و احساساتش را بیان و ابراز کند.
و موقعیت های زیر مدام آزارش می دهند.

  • در مهمانی به او می گویند که بیشتر غذا بخورد و او نمی تواند نه بگوید.
    بیشتر می خورد و احساس بدی دارد.
  • همکارش از او می خواهد که امروز بجای او اضافه کاری بایستد، نمی تواند بگوید نه.
    در حالی که قرار بوده امروز زودتر پیش همسرش برگردد. قبول می کند و احساس بدی هم دارد.
  • از او درخواست قرض ماشینش را می کنند. در حالی که خودش به شدت نیازش داشته است نمی تواند نه بگوید. می پذیرد و حالش خوب نیست.
  • و…

سوالی که ممکن است برای شما هم پیش بیاید..

معمولا در کلاس ها و سمینارها وقتی به این نقطه می رسیم، افراد می گویند که پس کمک به دیگران چه می شود؟؟!

پس چرا در روایات داریم که حضرت علی علیه السلام افطاری خود را تا سه روز به یتیم و مسکین و اسیر دادند و سه روز را با آب گذراندند؟!!

دوستان، دقت کنید که من در انتهای مثال هایی که زدم گفتم که «حالش خوب نیست.» اگر با انجام آن کار حالتان خوب است که هیچ. انجامش دهید. خیلی هم عالی.

امیرمومنان حضرت علی علیه السّلام و خانواده شان هرگز از کاری که کردند ناراحت نبودند که هیچ؛ از کمکی که کرده بودند خوشحال هم بودند.

مثلا در موردی که همکارم از من می خواهد که جای او اضافه کاری بایستم، رفتار درست این است که:
من با همسرم تماس بگیرم و موضوع را مطرح کنم. (چون مسئله به او هم مرتبط است. من به او قول داده بودم که زودتر پیشش بروم.) و اگر او هم رضایتش را اعلام کرد و هر دو راضی بودیم، درخواستش را بپذیرم و جایش بایستم.

افرادی که خود را دوست ندارند، در این مثال ها و مثال هایی خیلی بیشتر در رودربایستی قرار گرفته و بر خلاف میل باطنی شان عمل می کنند و بعد هم از درون حس خوبی را تجربه نمی کنند.

وقتی خودم را دوست داشته باشم، دیگر از کسی نمی رنجم.

وقتی من خودم را دوست داشته باشم، دیگر رنجش با خودم حمل نمی کنم.
انسان های زیادی را می بینم که سال ها پیش از یکی از دوستان یا اقوامشان رنجیده اند و هیچگاه آن رنجش را حل نکرده اند. سال هاست که این رنجش را همراه خودشان می کِشانند.
انگار که یک کیسه میوه ی گندیده همراهشان دارند و مدام با خود به این طرف و آن طرف می کشانند.

وقتی من خودم را دوست داشته باشم، می دانم که هرکس می خواهد بهترین نسخه از خودش را نشان دهد.
پس اگر کسی رفتار اشتباهی انجام دهد، می دانم که او بهتر از این بلد نیست و برایش افسوس می خورم.

«دوست داشتن خود» مقدمه ی دوست داشتن دیگران است.

من چطور می توانم به دیگران عشق بورزم وقتی هنوز خودم خالی از عشق هستم؟؟!

چطور می توانم دیگران را دوست داشته باشم، درحالی که هنوز خودم را دوست ندارم؟!!

بیان جمله ی «من خودم را دوست دارم.» خودخواهی نیست؟؟

در بالا اشاره کردیم که وقتی من خودم را دوست داشته باشم، خودم را ارزشمند می دانم و دیگران را هم ارزشمند می دانم. در این صورت دیگر خودخواهی ای در کار نیست.

کسی که خود را دوست داشته باشد چه کارهایی نمی کند؟

اگر کسی را دیدید که هرگونه صفت غیر مثبتی داشت، هنوز خودش را به معنای واقعی دوست ندارد.

اگر حسودی کرد؛ اگر کم فروشی کرد؛ اگر دروغ گفت، اگر دچار خود بزرگ بینی شد و … خود را دوست ندارد.

متشکرم که برای مطالعه ی این مقاله وقت گذاشتید
هر سوالی داشتید در قسمت نظرات (یکم پایین تر) مطرح کنید. حتما با عشق پاسخگویتان هستم..