چند سال پیش از یک کارآفرین بزرگ مطلبی خواندم که نوشته بود در آینده دو نوع کسب و کار داریم:

  1. کسب و کارهایی که آنلاین شده اند
  2. و کسب و کارهایی که نابود شده اند

شاید چند سال پیش وقتی صحبت از تحول دنیای کسب و کار و ایده های مشاغل آنلاین می شد، اکثر ما یک پاسخ قاطع داشتیم:

«حالا کو تا این چیزا توو ایران جواب بده!»

البته معدود افرادی هم بودند که در شرایط نابسامان اقتصادی فعلی (که نرخ بالای بیکاری و تورم بر کسی پوشیده نیست)، پیشتاز بودند.
حتی شده با الگوبرداری از تحولات کشورهای توسعه یافته، ایده هایی را در داخل کشور عملی کردند.

طولی نکشید تا همان پدر و مادرهای دوست داشتنی ای که اصرار داشتند تلفن همراه هوشمند صرفا وقت جوانان را تلف می کند، برای استفاده از تاکسی اینترنتی و شاید چند هزار تومان صرفه جویی، به گوشی و اینترنت پناه بیاورند و از این موضوع ذوق زده بودند. (دقیقا در همان جامعه ای که در اوایل کار، عده ای به راننده ها و خودروهای این نوع تاکسی حمله می کردند.)

شاید همین مثال ساده برای درک تحولات و واقعیت های دنیای ما کافی باشد.

بیش از یک ماه از اعلام وجود ویروس کرونا به کشورمان ایران گذشته و طبق گفته امروز مسئولان دولتی احتمالا این مهمان ناخوانده و دوست نداشتنی برای مدتی بسیار طولانی تر از آنچه فکر می کنید در کنار ما خواهد بود.

بنابراین نیاز است تا برای ادامه زندگی، دنیای کسب و کار را با توجه به شرایط خاصی که ویروس کرونا برای ما به وجود آورده است بررسی کنیم.

چه کسانی این مقاله را بخوانند؟

خواندن این مقاله هم به افرادی که نگران وضعیت شغلی و درآمدی خود هستند و هم به افراد فرصت طلبی که رویایی در سر دارند توصیه می شود.

قطعا اطرافیان هر کدام از ما هم در شرایط جدید به ذهنیتی جدید نیاز دارند.
پس این مطالب را طوری یاد بگیرید که انگار می خواهید به دیگران هم یاد بدهید!

چرا که پیروزی جمعی لذت بخش تر است.

فرصت: آشنای ناآشنا

شاید همه ما از واژه فرصت حس خوبی بگیریم و شاید تعابیر مختلفی از آن داشته باشیم.
اما اگر می دانستیم فرصت چیست و چگونه شناسایی می شود، هم اکنون در مسیر یکی از فرصت ها بودیم
و اگر در داخل فرصتی حرکت می کردیم، دیگر آن چنان نگران آینده نبودیم.

در فرهنگ لغت های مهم زبان فارسی، فرصت را، به «وقت مناسب برای انجام کاری» تعریف کرده اند اما چگونه می توانیم وقت مناسب انجام کاری را به درستی تشخیص دهیم؟

به این سوال ها فکر کنید:

  • تا به حال چند بار از بزرگ تر ها شنیده اید اگر در دهه شصت یا هفتاد به جای خرید پیکان، یک زمین در بیابان های اطراف شهر می خریدم الآن میلیونر یا میلیاردر بودم؟
  • چند ماه طول می کشد تا از تهران به مشهد بروید؟
  • چه کسی فکر می کرد یک شبکه اجتماعی جای نامه و تمبر و پستچی را بگیرد؟

شاید اگر کمی در حافظه عمومی جامعه جستجو کنیم، تقریبا هر چیزی که روزگاری فکر نمی کردیم عملیاتی باشد؛ یا برایمان خنده دار و تخیلی بود، امروز تبدیل به بخشی از زندگی روزمره ما شده!

بنابراین من معیاری برای تشخیص فرصت دارم.

هر حوزه ای که به زودی مورد نیاز مردم خواهد بود اما عموم مردم یا در مورد آن نمی دانند یا اگر می دانند با آن مخالفت می کنند، می تواند فرصت خوبی برای فعالیت باشد.

در واقع هر گاه شنیدید: «حالا کو تا این چیزا توی ایران جواب بده!»، خوشحال باشید. چون احتمالا با یک فرصت رو به رو شده اید.
این چیزی بود که در شروع کارم در مورد صنعت فروش مستقیم می شنیدم و حتی امروز هم می شنوم.

البته استفاده از فرصت ها کار آسانی هم نیست اما واقعا ارزشش را دارد.

راز موفقیت در زندگی این است که موقعی که فرصت آمده، انسان برای آن کاملا آماده باشد.

بیکاری ساختاری

طبق آمارهای رسمی، نرخ بیکاری کشور در سال های اخیر رو به افزایش بوده است.
حتی اگر آماری هم در دسترس نباشد، خودمان، دوستان یا آشنایان این موضوع را لمس کرده ایم.

اگر محکوم به جانبداری از جریانات سیاسی نشوم، خوشبختانه یا متأسفانه این بیکاری، بیکاری واقعی نیست.

ما با بیکاری ساختاری رو به رو هستیم.

اما دقیقا منظور از بیکاری ساختاری چیست؟

قطعا با تولید خودرو، کسانی که در زمینه درشکه فعالیت داشتند، شغل خود را از دست داده اند. اما افراد بیشتری در تولید، فروش، نگهداری و تعمیر خودروها صاحب شغل شده اند.

اگر در اتوبان قم – تهران تردد کرده باشید، خواهید دید که مأموران دریافت عوارض اتوبان، جای خود را به چند دوربین هوشمند داده اند که با کیفیت و دقت و سرعت بهتری کار آن ها را انجام می دهد. ولی همزمان ساخت و نگهداری و تعمیر دوربین ها و یا سایت و اپلیکیشنی که برای مدیریت این سامانه راه اندازی شده مشاغل متعدد جدیدی را ایجاد کرده است.

این دقیقا چیزی است که در موردش صحبت می کنیم.
با رشد تکنولوژی مشاغلی حذف و مشاغلی ایجاد می شوند. اما چون از این پروسه ی تغییر آگاه نیستیم گاهی حس می کنیم شاید واقعا دنیا به آخر رسیده باشد. در حالی که در واقعیت فقط نیاز به نگاهی تازه داریم.

ویروس کرونا بسیاری از مشاغل سنتی را با مشکل مواجه کرده است. اما برای مثال در شرایط قرنطینه، فروشگاه های اینترنتی مثل آمازون در جهان یا دیجی کالا و حتی تولید کننده هایی مثل شرکت خرید اینترنتی پنبه ریز در ایران، با افزایش سفارش مواجه شده اند و برای پوشش حجم بالای سفارش ها، آگهی استخدام نیرو منتشر کرده اند.

اگر کتاب «چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟» را خوانده باشید (حتما بخوانید)، وضعیت و شغل قبلی، پنیریست که امروز تمام شده و باید به دنبال پنیر تازه بگردیم.

درآمد غیرفعال داشته باشید…

اکثر ما شغلی داریم و به ازای ساعت کاری درآمد کسب می کنیم.
اگر ذهنتان به سمت مشاغل کارمندی رفته، درست است اما باید بدانیم که بیشتر خویش فرمایان مثل وکلا، پزشکان، مهندس ها، مغازه دارها و هر شغلی که میزان درآمدش وابسته به میزان حضور شخص در محیط کار باشد نیز مشمول تعریف درآمد فعال می شود.
هر چند قیمت ساعت کار پزشک بیشتر از قیمت ساعت کار کارگر باشد اما هر دو از یک ویژگی یعنی حضور فیزیکی برای کسب درآمد بهره می برند.

ولی درآمد غیرفعال یعنی کاری انجام دهیم که وقتی در خواب ناز به سر می بریم هم درآمد کسب کنیم.

به نظرتان زمانِ داشتنِ درآمد غیرفعال برای شما فراسیده؟

اگر سر و کارمان به کتاب ها و کارگاه های برنامه ریزی افتاده باشد، حتما شنیده ایم که کارها از یک جهت به مهم و غیرمهم و از یک جهت به فوری و غیرفوری تقسیم می شوند.

ماتریس آیزنهاور
ماتریس آیزنهاور

امور غیرمهم موضوع صحبت ما نیستند.

اما کارهای مهم و فوری

وقتی منزلمان آتش گرفته باشد، هم خاموش کردنش مهم است هم مهم است که فورا و در سریع ترین زمان آتش را خاموش کنیم. پس این یک کار مهم و فوری است.

و کارهای مهم و غیر فوری

اما امتحان پایان ترم دانشگاه در حالی که تازه ترم را آغار کرده ایم هر چند مهم است اما فوری نیست.

در سال های گذشته که شاید خیلی ها از یک شغل درآمد نسبتا کافی داشتند، نیاز به داشتن یک کسب و کار پشتیبان را حس نمی کردند.

شاید در گذشته سرمایه گذاری، ایجاد درآمد جانبی یا تحول کسب و کار یک امر مهم ولی غیرفوری بود که باید برای آن برنامه ریزی می شد.

اما امروز دقیقا شب امتحان است یا بهتر بگویم چیزی نمانده منزل کسب و کارمان دچار آتش سوزی شود.

چه شغلمان امروز در خطر باشد چه نباشد، باید سریع تر به دنبال طرحی جدید و عملیاتی و مطابق با فاکتورهایی باشیم که تا اینجا در مورد آن ها صحبت شد. پس سرعت این تغییر بسیار مهم است.

به جای این که فشار شرایط ما را مجبور به تغییر کند، هنوز هم می توانیم خودخواسته و آگاهانه مسیر میانبری برای زندگی خود ایجاد کنیم تا آسیب پذیری ما در مقابل تورم، کرونا و یا هر اتفاق پیش بینی نشده ی تازه ای که فکرش را هم نمی کنیم (چون موارد قبلی هم قابل پیش بینی نبود)، به حداقل ممکن برسد.

حرف آخر

تا اینجا فرصت، تحولات شغلی و انواع درآمد ها، ضرورت درآمد جانبی و کسب و کار پشتیبان را بررسی کردیم.

اما با وجود تمام توضیحات، شاید هنوز بپرسید که امروز انجام چه کاری را پیشنهاد می کنید.

باید بگویم انتخاب این موضوع با شماست و شاید شما بهتر از من راهکارهایی بیابید که خاص خود شما باشد.
اما به طور کلی در شرایط فعلی:

  • سرمایه گذاری روی مشاغل خانگی
  • مشاغل حوزه اقتصاد مشارکتی و به طور خاص صنعت فروش مستقیم یا فروش اهرمی
  • ایجاد فروشگاه های آنلاین
  • تولید محتوا، برندسازی و بازارسازی در شبکه های اجتماعی
  • بازارهای سرمایه مثل بازار بورس

پیشنهادهایی هستند که با انتخاب آگاهانه یک یا چند مورد از آن ها و یادگیری دقیق و انجام درست هر کدامشان می توانیم دریچه های امید را به زندگی تجاری خود بازگردانیم.

چرا که در این زمینه ها می توانید با سه امتیاز زیر یک کسب و کار پشتیبان بسازید.

  1. امکان یادگیری سریع
  2. حداقل سرمایه
  3. آزادی زمان و مکان