جدیدا چقدر چاق شدی!

  • جدیدا چقدر چاق شدی!
  • رنگ لباست یجوریه!
  • این چه رشته‌ایه؟ ! کاش بیشتر تحقیق می‌کردی!
  • رنگ پرده خونه‌ات مثلا سبز بود بهتر نبود؟؟! آبی اصلا جالب نیست!
  • این مدل ریش اصلا قشنگ نیست و بهت نمیاد!!!

این جملات برای شما هم آشنا هستند؟ 🤔
حتما شما هم دیده‌اید افرادی را که خیلی راحت به خودشان اجازه می‌دهند تا در مورد مسائلی که کاملا به حریم شخصی افراد و در بسیاری مواقع به سلیقه‌ی افراد مربوط می شود، اظهار نظر کنند…
اگر کسی یکی از این جملات را در مورد ما بکار برد؛ چه کنیم؟ چه واکنشی می توانیم داشته باشیم؟
این سوال مهمی ست که ذهن خیلی افراد را به خود مشغول کرده.
در این مقاله خیلی مفصل می خواهیم به این موضوع بپردازیم.

حریم خصوصی، حق انسانی هر شخص

من قبل از هرچیز باید بدانم که:

۱. من به عنوان یک انسان، علاقه ها، سلیقه ها و ویژگی های خاص خود را دارم و حق دارم که آن ها را در چارچوب قوانین و عرف جامعه بکار ببرم.

۲. طبق ماده دوازده اعلامیه جهانی حقوق بشر، مصوب سازمان ملل متحد، هر انسان حریم شخصی ای دارد که می تواند در حریم شخصی خودش هر کاری انجام دهد بدون ایجاد مزاحمت برای دیگران و بدون آسیب به فضای جامعه و حکومت.

پس من این حق را ندارم که خیلی راحت و هر زمان که دلم خواست در مورد زندگی شخصی یک نفر دیگر، در مورد علایقش، در مورد سلیقه اش و حتی مسیرش و… ابراز نظر کنم.
من باید این را بدانم که من حق دارم لباسی که دوست دارم را بپوشم. (البته چارچوب قوانین و عرف جامعه رو هم فراموش نکنیم.) من حق دارم که از رنگ های مورد علاقه ام در پوششم، اکسسوری ها و دکوراسیون منزلم و … استفاده کنم.
و این را هم باید بدانم همانطور که این حقوق برای من وجود دارند؛ دیگران هم از این حقوق بهره مندند.

لطفا لطفا و لطفا در مورد سلیقه ها و علایق یک نفر به ویژه اطرافیان نزدیک مثل یکی از اعضای خانواده یا دوستان نزدیکتان نکته‌ی منفی‌ای نگویید. 💎

به سه دلیل بسیـــــــــار مهم:
دلیل اولم: آقای ویلیام گلسر، پایه گذار مکتب «تئوری انتخاب» در روانشناسی، یک تئوری قدرتمند با عنوان «دنیای مطلوب» بیان می کند.

دنیای مطلوب

او می گوید که علاقه ها و سلیقه های هر فرد در دنیای مطلوب اوست و اگر ما چیزی مخالف آن ها بگوییم؛ خواسته یا ناخواسته به سمت درب خروجی دنیای مطلوب او رانده می شویم و قطعا دوست نداریم که چنین اتفاقی بیفتد.

پیشنهاد می کنم برای آگاهی عمیق تر از این موضوع مهم، سری به مقاله ی «دنیای مطلوب» بزنید. اینجا کلیک کنید.

دلیل دومم: اصلا جدای از این صحبت ها، در اصول «انتقاد و انتقادپذیری» حداقل ۱۴ موقعیت را نام می بریم که ما در این موارد به هیچ عنوان اجازه انتقادکردن نداریم.
یکی از آن ها زمانی است که پای سلیقه به میان می آید. او دوست دارد پیراهن رنگ زرد بپوشد. او دوست دارد که روسری آبی به سر کند. او دوست دارد که کفش بند دار بپوشد. او به دنبال کردن ورزش فوتبال علاقه ای ندارد و…
و این ها به من ربطی ندارد.
کاش روزی برسه که همه یاد بگیرن که زندگی شخصی مردم به من ربطی ندارد. ما که اهل آموزش هستیم، نمی گوییم که بقیه که رعایت نمی کنند و از این حرف ها. اولا که همه اینطور نیستند. و دوم اینکه بالاخره تغییر باید از یک جایی شروع شود. ما از خودمان شروع می کنیم. پس:

اول یاد بگیریم که…

اول خودمان یاد بگیریم که در اینچنین موارد اصلا نیازی نیست که زبان به سخن بگشاییم و اظهار نظر کنیم. چون فقط به کمرنگ تر شدن رابطه مان دامن زده ایم.

دلیل سومم: اصلا باز هم همه ی این صحبت ها به کنار، یک آدم می تواند کلی ویژگی مثبت در لحظه داشته باشد. چرا از دیالوگ های خیلی زیبا استفاده نکنیم؟؟؟؟! مثل: « خوش تیپ شدی »، « چه عطر خوبی »، « چه مانتوی قشنگی »، « خاطرات خنده داری تعریف می کنی »، « چقدر مهربونی » و بسیاری ویژگی های مثبت دیگر که می توانیم با ذکر کردنشان چقدر حال و هوای رابطه مان را زیباتر کنیم.
حیف نیست تا اینها هستند، در مورد موارد منفی صحبت کنیم؟؟! بیایید خود را عادت دهیم زیباتر بنگریم…

حالا خودمان در مواجهه با این افراد چه کنیم؟

۱. او فقط دیدگاهش را بیان کرده است…

لطفا❌رنجش برای خودت نخر…
ننشین با خودت فکر کن که چرا این حرف رو زد؟ یعنی به من بی احترامی کرد؟ یعنی من بد سلیقه ام؟ و از این حرف ها. این را خیلی خوب یادتان باشد که
او فقط نظرخودش را گفته.👌 صرفا وارد نیست. به خودتون نگیرید. ارزش رنجیدن ندارند.👌💯

ما خیلی وقت ها با یک حرف دیگران ناراحت می شویم؛ می رنجیم. غصه می خوریم و…
من این مثال را سر کلاس هایم به این شکل مطرح می کنم. یک کلمه می گویم و از شرکت کننده ها می خواهم که با شنیدن این کلمه اولین چیزی که به ذهنشان می آید را بگویند. مثلا می گویم «قرمز». یکی می گوید: خون. دیگری می گوید: امام حسین. دیگری می گوید: ماشین. و… هرکس چیزی می گوید.
من نمی توانم بگویم که چه ربطی داره و… . در ذهن او این کلمه یا وسیله تداعی شده.

این موقعیت را تصور کنید که دوست من دارد فوتبال می بیند و من علاقه ای به این ورزش ندارم. نه من اجازه دارم و می توانم بگویم که :« پا شو اینقدر وقتت رو هدر نده. حالا آخرش یکی میبره یکی می بازه دیگه. چه اتفاقی توی زندگی من و تو می افته و… » و نه او می تواند بگوید که :« بیا یه ذره لذت ببر بابا. بشین یکم فوتبال ببین. واقعا برات متاسفم. نصف عمرت به فناست و… » ما فقط علاقه مان با هم متفاوت است. دشمن هم که نیستم.
حالا خودتان به موقعیت های دیگر تعمیمش دهید.

یک اشتباه بزرگ:

خیلی ها را دیده ام که درگیر می شوند. 😥 وارد بحث می شوند. بیخیــــــال بابا. او فقط نظر خودش را گقته. خب نظر من هم این است.

۲. تشکر کن؛ رد شو…

بعد از اینکه به این مطلب کامل آگاه شدید که او فقط نظرش را بیان کرده. و اصلا لازم نیست که خودتان را درگیر کنید؛
با تن صدای مناسب و لحنی خوب دیالوگی مثل « مرسی که به فکرمی »، « ممنونم از راهنماییت » و یا دیالوگ هایی مشابه را بیان کنید و تمام. (سعی کنید خودتان دیالوگ هایی مناسب خودتان طراحی کنید و در موقعیت های متفاوت بکار ببرید.) اصلا هم ذهن خودتان را درگیرش نکنید. که چرا فلانی به من اینطور گفت و …

۳. یکم خلاقیت به خرج بدید

با درنظر گفتن مورد اول، یعنی اینکه به یاد داشته باشیم او صرفا دیدگاه خودش را بیان کرده است و قرار نیست ما با او وارد بحث شویم یا از او برنجیم؛ می توان با کمی خلاقیت در حاضرجوابی (البته حاضرجوابی مثبت: که به شخصیت خودمان ضربه نزند.) پاسخ های جالبی داد. حاضرجوابی در اینجور موارد ویژگی های زیادی دارد:

  • هم خودمان لذت می بریم و هم اطرافیانمان
  • خوش مشرب بودنمان به نمایش گذاشته می شود
  • حرفه ای بودن خود را بیان کرده ایم
  • غیر مستقیم به طرف می فهمانیم که سوالش یا بیانش اصلا بجا نبوده و از حدودش تجاوز نکند

من چند نمونه دیالوگ برای مثال در زیر برایتان آورده ام:

  • چقدر چاق شدی!
    « از بس شادی روزگار رو تجربه می کنیم. » یا « از دوری شما » یا « با غذاهای خوشمزه ی همسرخانم مگه میشه لاغر موند » و…
  • چقدر لاغر شدی!!
    « همه میگن اینطوری خیلی بهم میاد »، « این سن می طلبه » یا…
  • چرا زن نمی گیری؟!!
    « کسی زنش رو به ما نمیده » یا « هنوز اسب سفید نخریده‌م » یا …
  • کی عروسی می گیرید؟!!
    « به زودی زمانش میرسه ان‌شاءالله »، « هنوز داریم مهمون ها رو می شماریم (ماشاالله خیلی اند یا خیلی هستید)» یا…
  • چرا بچه دار نمی شید؟؟!!
    « عجب! اصلا بهش فکر نکرده بودیم 😅 »، « ما خودمون هنوز بچه ایم »، « حمایت می کنیم از محیط زیست (اکسیژن کمتر مصرف میشه)» یا…
  • چقدر پیر شدی؟!
    « خوشحالم که فهمیدی چقدر با تجربه تر شده‌م » یا…
  • چقدر حقوق می گیری؟! یا درآمدت از این شغل چقدره؟!!! (یعنی این سوال چقدر رو اعصاب آدم میتونه بره.)
    « زندگی روزانه رو میتونیم باهاش سر کنیم »، « خدا رو شکر خودش می رسونه » یا…

اگر شما هم موردی به ذهنتان رسید که از قلم من افتاده بود، یا خلاقیتی در مورد یکی از این موارد به ذهنتون رسید، خوشحال می شوم در قسمت نظرات همین مقاله (یکم پایین تر) برایمان بنویسید و با ما به اشتراک بگذارید. 😊

و به عنوان سخن آخر یادتان باشد که:

شما خیلی خوبید. همینطور که هستید… با همین علایق و سلیقه هایتان.
منتظر مقاله ی عزت نفس باشید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *