دنیای مطلوب

دنیای مطلوب

دنیای مطلوب

سلام به همراهان درجه یک وبسایت آموزشی فراتر از فردا
در این مقاله می‌خواهم در مورد یکی از مطالب بسیار مهم و تاثیرگذار در ارتباطات با هم صحبت کنیم. امروز یک اهرم خیلی قدرتمند در ارتباطات را به شما معرفی می‌کنم. اهرمی محکم که شما به وسیله‌ی آن می‌توانید:

  • با هرکس صمیمی شوید
  • به راحتی روی دیگران نفوذ پیدا کنید
  • در ارتباطاتتان اثرگذاری بیشتری داشته باشید
  • سطح رضایت از خودتان را در دیگران افزایش دهید

این اهرم قوی برای همه‌ی مردم کارایی دارد. اگر مدیر هستید در ارتباط با کارمندانتان می‌توانید از آن استفاده کنید. این اهرم اینقدر قدرتمند است که هم فروشنده می‌تواند از آن در ارتباط با مشتری استفاده کند و هم مشتری در ارتباط با فروشنده از آن استفاده کند.
قدرت این اهرم آنقدر زیاد است که در وصف نمی‌گنجد. این چه اهرمی است که همه جا و در دست همه کس هست و در ارتباط با همه کس جواب می‌دهد؟ چه اهرمی اینقدر قدرتمند است که بتوان با آن نبض ارتباطات را در دست گرفت؟
این اهرم قدرتمند که من از آن صحبت می‌کنم را همه‌مان داریم ولی بخاطر عدم آگاهی، استفاده درستی از آن نمی‌کنیم و جالب اینجاست که خودمان هم خبر نداریم از این اهرم قدرتمند چه استفاده‌های نادرستی می‌کنیم…

این اهرم عجیب که به شدت قدرت دارد و من اینقدر بر آن تاکید می‌کنم؛ توسط دکتر ویلیام گلسر ـ بنیانگذار تئوری انتخاب ـ دنیای مطلوب یا همان Quality World نام گرفت.

دنیای مطلوب
دنیای مطلوب


دکتر ویلیام گلسر در بحث تئوری انتخاب، برای اولین بار به این اهرم قدرتمند یعنی دنیای مطلوب لباس ظاهر پوشاند. ( چرا می گویم “لباس پوشاند”؟ چون قبلا هم این مفهوم وجود داشته است ولی انسان آن را نمی‌شناخت. مثل نیروی گرانشی زمین که از خلقت جهان وجود دارد و قبل از هرکس نیوتون آن را پیدا کرد.)

چه زمانی حالمان خوب است و چه زمانی بد؟!

همانطور که متوجه شدید ما انسان‌ها هرکدام یک قصر شخصی داریم که از لحظه‌ی تولد ساخته شده و به مرور زمان یک سری چیزها (که جلوتر عرض می‌کنم) را در آن قرار می‌دهیم.
یک ترازو را تصور کنید که یک کفه‌اش دنیای مطلوب ما و کفه‌ی دیگرش دنیای واقعی است. خیلی ساده بگویم. اگر این دو کفه با هم برابر باشند؛ حال ما خوب است. اما اگر دو کفه بالا و پایین باشند (که ۹۹ درصد همینگونه است.) ، ما شروع به تلاش و فعالیت می‌کنیم تا وضعیت را درست کنیم.
گفتیم که هرکس از لحظه‌ی تولد قصری دارد که چه زشت و چه زیبا، محترم است و کسی این اجازه را ندارد که به قصر دیگری هیچ‌گونه بی‌احترامی کند.

و اما داخل قصر…!

هر کس در قصرش یک سری اتاق دارد. نکته‌ی مهم ارتباطی اینجاست که اگر بخواهید با کسی صمیمی شوید، باید خود را وارد قصر شخصی‌اش کنید. اگر بخواهید شخص مورد نظر به هر حرف شما گوش کند باید وارد دنیای مطلوب او شده باشید. نه به زور. بلکه باید کاری کنید که خودش شما را با احترام و تشریفات به داخل قصر شخصی‌اش دعوت کند. حالا چگونه؟ عرض می‌کنم:

۱ ـ خودش و متعلقاتش

اولین و مهم‌ترین اتاق در قصر شخصی هر فرد، خودش و متعلقاتش است. به همین علت است که هیچ‌کس دوست ندارد نادیده گرفته شود. حتی یک کودک. در بسیاری میهمانی‌ها که در آن‌ها کودکی بدون هم‌بازی باشد؛ می‌توانید شاهد این ماجرا باشید. وقتی که بزرگترها گرم صحبت می‌شوند؛ کودک با یک حرکتی خودنمایی می‌کند. یا با فریاد زدن یا حرکتی غیرعادی یا… . خلاصه به یک نحوی خودنمایی می‌کند. چون احساس می‌کند که نادیده گرفته شده است. متاسفانه در این شرایط در اکثر اوقات، شاهد رفتاری همراه با خشونت از طرف والدین هستیم که این رفتار یک نوع حمله به قصر شخصی کودک حساب می‌شود و باعث دور شد رابطه‌ی والدین و فرزند می‌شود. درحالی که با یک درآغوش گرفتن ساده‌ی کودک یا بوسیدن او توسط والدین مخوصا مادر قضیه به چه زیبایی حل می‌شود. عزت نفس کودک هم با همین یک حرکت ساده به شدت بالا می‌رود که نکته‌ی قابل توجهی است.

۲ ـ  ارزش‌ها و اصول

یکی دیگر از اتاق‌های به شدت مهم هر فرد در قصر شخصی‌اش، ارزش‌ها و اصول نام دارد. بعضا پیش می‌آید که تا نام ارزش و کلماتی مانند این می‌آید؛ افراد ارزش‌های دینی برایشان تداعی می‌شود. منظورم تمامی ارزش‌هاست. ارزش‌های دینی، مالی، سیاسی، ملی و… . اگر به هرکدام از این ارزش‌ها که برای فرد مهم است به هر دلیلی بی‌احترامی کنید؛ خود را از دنیای مطلوب آن شخص دور می‌کنید و خب طبق قاعده اثرپذیری شما روی آن شخص هم کم می‌شود.

۳ ـ افراد و مکان‌ها

هر کس در زندگی افراد و مکان‌هایی را دوست دارد و آن‌ها را در دنیای مطلوبش نگهداری می‌کند. این افراد هرکس می‌تواند باشد. ممکن است بگویید:«نه. فرزند ما نباید با هرکس دوست شود.» درسته. ببینید عزیزان نگفتم اصلا کاری نداشته باشید. گفتم بی احترامی نکنید لطفا.

۴ ـ برنامه‌ها

می‌دانید همین یک مورد چگونه می‌تواند روابط را از هم دور یا به هم نزدیک کند؟؟
مثلا آقا برای همسرش تعریف می‌کند که :«ببین. این کاری رو که شروع کردم تا فلان روز اینقدر پول به دست میارم بعد …» و کلی از برنامه‌هایی که برای آینده‌اش دارد می‌گوید.
بعد خانم دو راه پیش‌رو دارد. می‌تواند بگوید :«عالیه عزیزم. تو می‌تونی. من مطمئنم.» و او را هل دهد و تشویق کند و خود را بیشتر و بیشتر به دنیای مطلوب همسرش وارد کند یا اینکه بگوید :«قبلا هم از این حرف‌ها زیاد زدی… هیچ بخاری ازت بلند نمی‌شه…» و ضدحال بزند و به قصر شخصی مردش حمله کند و خود را از دنیای مطلوب همسرش دور و دورتر کند…
نظر شما چیه؟

۵ ـ احساسات و توقعات

این مورد هم که واضح است. به احساسات طرف مقابلمان در رابطه اهمیت بدهیم. اگر اتفاقی افتاده است که خیلی ناراحت است، لطفا نگویید که «حالا چیزی نشده که…».
چرا؟؟ چون این از دید شماست. از دید او خیلی هم چیزی شده.
برای اینکه این موضوع را بیشتر برایتان توضیح دهم، به این مثال توجه کنید. مثلا یک دختر بچه را تصور کنید که عروسکش را گم کرده است. چه حالی دارد؟ حس می کند همه زندگی اش را از دست داده است. درحالی که ممکن است از دید پدرش اتفاقی نیفتاده باشد. ولی از دید او…
فکر کنم کامل متوجه داستان شده باشید…

۶ ـ دارایی‌ها

اگر می‌خواهید در کسی نفوذ کنید؛ خیلی زیاد حواستان باشد که به دارایی‌هایش بی احترامی نکنید. یادتان باشد شما باید هر لحظه خود را بیشتر و بیشتر وارد دنیای مطلوبش کنید. در هر رابطه‌ای. فرقی نمی‌کند.
برای روشنی بیشتر قضیه می‌خواهم مثالی واقعی برایتان تعریف می‌کنم:
خانمی در مشاوره می‌گفت که:« یک بار می‌خواستیم به یک میهمانی خانوادگی برویم. پسرم شلوار جین پوشیده بود. همسرم وقتی لباس او را دید گفت:

  • چرا این لباس رو پوشیدی؟
  • مگه عیبی داره؟
  • آخه این که شلوار کاره!
  • شلوار کار؟!! کلی پولشو دادم.
  • از قدیم گفتن که شلوار جین رو کارگرای ساختمونی می‌پوشن که دوام داشته باشه.
  • ولی الآن مده.
  • زشته بچه؛ نمی‌گن پسر فلانی با لباس کار اومده میهمانی؟؟؟
  • نگران نباشید؛ الآن همه همینجوری لباس می‌پوشن.
  • خب شاید همه بخوان بپّرن توی چاه؛ تو هم باید بپری؟؟؟
  • آخه الآن دیگه کی شلوار پارچه‌ای می‌پوشه؟ اینجور لباس‌ها مال دوره‌ی قاجاره!!
  • یعنی الآن دوره‌ی تیپ‌های کارگریه؟؟؟

و همینطور به بحث ادامه دادند تا سرانجام همسرم گفت:«یا لباس رسمی می‌پوشی یا می‌مونی توی خونه.» و پسرم هم که نمی‌خواست از حرفش کوتاه بیاید، آن شب در خانه ماند و همراه ما به میهمانی نیامد.»
در داستان بالا چه شد؟!
پدر خانواده به دارایی‌های پسر، خودش و متعلقاتش که غرور هم جزوش هست؛ به برنامه‌هایش؛ به توقعاتش؛ به احساساتش و کلا  به صورت زمینی و هوایی به قصر شخصی فرزندش حمله کرد. خب به نظرتان نتیجه چه می‌شود. در نمونه‌ی کوچکش فرزند به میهمانی آن شب نمی‌آید و در نمونه‌های بزرگتر این حادثه هر اتفاقی که برایش بیفتد دیگر دلیلی ندارد که به پدرش بگوید و لز او همفکری بگیرد. چون دیگر پدر جایگاه خودش را در دنیای مطلوب از دست داده است.

سخن پایانی در یک کلام:
اگر ارتباطی برایتان مهم است؛ حواستان به دنیای مطلوب طرف مقابل باشد.

امیدوارم از همین حالا که با این اهرم قوی آشنا شدید؛ روابطتان را قوی‌تر و استوار‌تر بسازید.
اگر سوالی برایتان مطرح شد در قسمت نظرات منتظر قلم گرمتان هستیم.

منبع: گروه آموزشی فراتر از فردا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *